سوالاتی برای خمودگی ذهن :
آگوست 24, 2007
بی مقدمه میرم سر اصل مطلب:
چرا یک نفر سالم هست و یک نفر یا فلج یا مشکلاتی دیگه از نظر جسمانی داره
مجتهد روحانی : خداوند میخواد آنها را امتحان کند
دیگران : خواست خدا بوده وخدا بزرگه حتما میدونسته داره چیکار میکنه و حتماً داره اون رو امتحان میکنه
خودم : به نظر من این حرفها نمیتونه جواب من رو بده ما با این حرفا نشون میدیم که ناقص هستیم در حالی که خدا از روح خودش در وجود ما دمیده و همه ی ما میدونیم وقتی میخواهیم دونفر رو با هم امتحان و یا مقایسه کنیم باید به هر دوتا شرایطی مساوی بدیم مثلاً وقتی می خوان از دانش آموزان امتحان بگیرن به همه چند روز وقت میدن و بعد امتحان میگیرن درسته پس جواب اینکه چرا یک انسان ناقص و یکی سالم این چیز هایی که مردم و روحانی ها میگن نیست من فکر میکنم با این کار بعضی از افراد که ناقص هستند ناراحت میشن افسردگی میگیرن نا امید میشن و در دین اسلام هم که ناامیدی و خود کشی که نا امیدی اون رو بوجود میاره گناه و باید بریم به جهنم
به نظر شما هوری های بهشتی وجود داره :
مجتهد روحانی: در دین اسلام تو قرآن اومده که هوری های بهشتی(زنان زیبارو) وجود داره حتماً قرآن نمی خونی که این چیز ها رو نمی دونی
دیگران : تو مشکل دینی داری ما رو دخالت نده ولی فکر کنم درسته
خودم : تو قرآن اومده هوری های بهشتی وجود داره و شما از اون ها لذت میبرید . اما لذت با استفاده از قدرت شهوانی می یادمنظورم اشتباه گرفتید مثلاً وقتی میگیم چه طبیعت قشنگی از قدرت شهوانی استفاده کردیم و تو قرآن اومده که وقتی به جهان دوم(آخرت ،بهشت یت جهنم) می ریم روح هستیم و چون روح ها (مثل فرشته ها ) قدرت شهوانی ندارند پس چطور میتونیم لذت بریم تو بهشت و به نظر من هوری های بهشتی وجود نداره
چرا این همه دین وجود داره :
مجتهد روحانی : برای رسیدن به دین اصلی یعنی اسلام
دیگران نمیدونم
خودم: _
مرگ یعنی چی:
مجتهد روحانی : ی مرگ حق و مزگ یعنی رفتن از دنیایی به دنیای دیگه و بهتر شدن زندگی و بدتر برای کسانی که دلشون از خدا جداست
دیگران : نمی دونم این چه حرفیه میزنی مجید (خیلیهاشون همینه رو میگن) چرا به این چیزا فکر میکنی
خودم: اگه مرگ حق پس زندگی ناحق میشه پس باید خود کشی کرد و همونطور که گفتم خودکشی گناه هستش
چرا وقتی انسان به وجود میاد جاهل :
مجتهد روحانی: انسان جاهل نیست
دیگران: _
خودم :اگه نیست چرا وقتی یه بچه خراب کاری میکنیم میگن بچه جاهل هستش چرا میگن انسان جاهل باید مطاله کنه و با مشورت بهترین دین رو انتخاب کنه من دینم اسلام و فعلاً از همه دین ها بهتر مثلاً از دین زرتشتی که بیش تر رو پایه خیالات درست شده مثلاً من از دوستی که داشتم پرسیدم اونا فکر میکنن که شاهنامه فردوسی با اون هیولا ها و غول خها وجود داره مثلاً انگره مینو(شیطان ) خود به خود به وجود اومده من راجع به همه ی دین ها از جمله بودا که بعد از اسلام بهش علاقه ی زیادی دارم و .. میدونم و خواستم جواب این والات رو پیدا کنم و بعد وقتی کارم رو شروع کردم وقتی به وسطش رسیدم دیگه کم آوردم و دوست دارم خودکشی کنم اما …..
چرا خدا ما رو امتحان میکنه:
مجتهد روحانی: چون میخواد ببینه چقدر ما بهش وفاداریم
دیگران: هم همین رو با کلماتی دیگه میگن
خودم: آخه مگه خدا دانای کل نیست این کار واسش چه لزومی داره
به نظر شما شیطان وجود داره :
انیشتین: آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟
استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند.
آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:”بله او خلق کرد“
استاد پرسید: “آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟“
شاگرد پاسخ داد: “بله, آقا“
استاد گفت: “اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است“
شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و
خرافه ای بیش نیست.
شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: “استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟“
استاد پاسخ داد: “البته“
شاگرد ایستاد و پرسید: “استاد, سرما وجود دارد؟“
استاد پاسخ داد: “این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ “
شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.
مرد جوان گفت: “در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن
گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد.”
شاگرد ادامه داد: “استاد تاریکی وجود دارد؟“
استاد پاسخ داد: “البته که وجود دارد“
شاگرد گفت: “دوباره اشتباه کردید آقا! تاریک هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد.”
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: “آقا, شیطان وجود دارد؟“
زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: “البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست.”
و آن شاگرد پاسخ داد: “شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریک که در نبود نور می آید.
مجتهد روحانی: بله که وجود داره خدا اونو به عنوان فرشته آفرید اما اون از دستور خدا سرپیچی کرد و…
دیگران : همین رو گفتند
خودم: من با استاد انیشتین موافقم
لذت.. یا خدا خواهی یا ترس
آدمیان فقط خودشونو دوست دارند. همه دنبال خوشبختی هستند و هروقت قدرتی برای تامین لذتی پیدا میکنن خوشبختیشون کامل میشه پس عشق به قدرت از عشق به لذت سرچشمه میگیره و همه عوامل حتی عشق به قدرت ثانوی و در مرحله بعد از عشق به لذته…
حالا اثبات میکنم این حس ترحمی که در شما بوجود اومد و اون حس یخشندگی و خیرخواهی که وقتی یک گدا رو میبینین بوجود میاد همش بخاطر حب نفس یا همون عشق به لذت هست.
انسان دل رحم و خیرخواه و بخشنده کیه؟ کسی که از دیدن بدبختی احساس دردناکی وجودشو میگیره. پس چیکار میکنه؟ تلاش میکنه … چطوری؟ اینطوری که دستشو میبره از جیبش یه دویست تومنی درمیاره بهش میده. یا یواشکی میگه خدایا خودت به داد این بیچاره برس و کمکش کن. یا کالای اون فرد رو به قیمت بیشتر میخره یا ….
همه تلاش برای برداشتن بدبختی و بیچارگی فقط برای این هست که احساسات دردناکی در فرد بوجود اومده و این همون حب نفس و عشق به لذت هست.
با این حرف خیلی از چیزها رو زیر سوال بردم … حتی میشه ثابت کرد عبادت کسی که بخاطر فرار از جهنم و رفتن به بهشت حتی با ایمان بخدا انجام میشه یکجور عشق به لذت و خودخواهی هست. شاید یکی از بزرگترین رحمانیت و رحیمیت خدا که هرروز اول اعمال و رفتارمون میگیم برای همین قضیه باشه.
خب راه حلش چیه؟ فقط تغییر 380 درجه ای افکارمون و محو شدن با ذات خداست… اینکه واقعا عاشق بشی عارف بشی .. برای خدا زندگی کنی نه برای خودت… حتی برای خدا گناه کنی نه برای خودت. برای خدا بهشت رو بخوایی نه خودت … برای خدا از جهنم فرار کنی نه برای خودت.
تا کفر و دین شود همه یکرنگ و یک جهت — بردار یک ره از طرف رخ، حجاب را
خیلی بد توضیح دادم … اصلا حق اون مطلبی که توی ذهنم بود ادا نشد…. اما بیخیال لابد اینجوری صلاح بود .
من منتظر شلیک هستم برای اصلاح نظریاتم….. یا حق
(نظر بدید و جواب من رو بدید)




آگوست 24, 2007 at 1:17 ب.ظ
سلام. به وبلاگتون سر زدم و لینکتون هم کردم
موفق باشید.
آگوست 24, 2007 at 1:39 ب.ظ
چرا یک نفر سالم هست و یک نفر یا فلج یا مشکلاتی دیگه از نظر جسمانی داره؟
خوب اينو كه پزشكا و متخصصين بايد بگن.. مي گن
به نظر شما حوری های بهشتی وجود داره؟
بهشت؟ كجاست؟
چرا این همه دین وجود داره؟
ديگه آدما زيادن هر كي يه ديني داره ديگه… يا نداره
مرگ یعنی چی؟
يعني ديگه تموم بشي..
چرا وقتی انسان به وجود میاد جاهل؟
چون هنوز وقت نكرده چيزي ياد بگيره
چرا خدا ما رو امتحان میکنه؟
+از كجا مطمئني؟
به نظر شما شیطان وجود داره؟
+خوب نه
آگوست 24, 2007 at 4:11 ب.ظ
شما کجا تحصیل کردین ؟
این سوال ها رو توی کتاب دین و زندگی دوره متوسطه (دبیرستان) به طور بی طرفانه جواب داده (نه این وری نه اون وری)!
آگوست 24, 2007 at 4:37 ب.ظ
شلیک؟!…پس هفت تیرت رو بکش کاوبوی!
من هم نظراتم رو می گم
1-در مورد سلامت یا عدم سلامت افراد: البته من لغت سلامت رو به معنی بی نقص تعبیر نمی کنم. اون حد از بی نقص بودن که ما به طور عمومی به آن سلامت می گوییم را می پذیرم. درک می کنم چه می گویی! خوب این مساله مریوط به نقص در طبیعت هست! ممکنه گریبان هر کسی رو بگیره(با دلایل شناخته شده ویا ناشناخته) به همین دلیل من موافق سقط کودکانی هستم که دچار مشکلات اساسی هستند! کسانی که مشکلات بزرگی دارند حق دارند افسرده شوند. هر گونه توجیه این مشکلات باعث عدم درک این هم نوعانمان و بی مسوولیت شدن به آنها می شود. با در ک این تبعیض طبیعی کسانی که طبق عرف سلامت نامیده می شوند وظایفی در مقابل هم نوعانی که محدودیت های گسترده یی به آنها تحمیل شده دارند که بحث خود را می طلبد
**اخطار** طبق نظر خودت مبنی بر تاش انسان برای فرار از رنج و کسب خوشی, انسان همیشه به دنبال انصاف می گردد. کسانی ممکن است برای اینکه پاسخی به مساله مطرح شده بدهند برای منصفانه نشان دادن شرایط تحمیل شده به هم نوعانشان که ذاتن پدیده یی طبیعی و غیرمنصفانه است, به سوی مطالب بی معنی و موهوم تری مثل “تناسخ” بروند مشکلات افراد را به گردن اعمال آنان در زندگی های گذشته یا دست کم در یک سیر تکاملی ببینند. این کار گرچه پاسخی تخیلی برای آرامش انسان به دست می دهد اما خود گول زدنی بیش نیست و انسان را از درک حقیقت موجود و مسوولیت پذیری نسبت به آن حتی دور تر می کند
آگوست 24, 2007 at 4:49 ب.ظ
راستی این را هم اضافه کنم افرادی هم که دچار محدودیت های بزرگ هستند شایسته هستند زندگی خوشی را بگذرانند. در واقع کار عاقلانه همین است (تاکید می کنم منظور ساده لوحی نیست بلکه عقل و واقع بینی اینطور حکم می کند) رسیدن به چنین فلسفه ی زندگی چالش بزرگتری برای افرادی با محدودیت های بزرگ تر است. این حقیقت دارد که آنها باید بیشتر تلاش کنند تا به چنین درجه یی از نگاه به زندگی برسند.
آگوست 24, 2007 at 4:58 ب.ظ
صبحانه عزیز سلام
اینکه جرات و جسارت مطرح کردن چنین سوالاتی را در جامعه ما به خودتان دادهاید، باید به شما آفرین گفت. نظرات خودم در مورد سوالات شما را در پستی در وبلاگ خودم بیان کردم.
لینک وبلاگ من:
http://ourperspective.wordpress.com
لینک صفحه پاسخ به سوالات شما:
http://ourperspective.wordpress.com/2007/08/24/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b5%d8%a8%d8%ad%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%88-%d9%86%d8%b8%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d9%86/#more-702
با تشکر و تقدیم احترام
ققنوس
آگوست 24, 2007 at 5:39 ب.ظ
من با اطمینان می گویم که هوری های بهشتی وجود دارند. به این دلیل که آزادی شهوانی فقط در این دنیا از انسان گرفته شده (برای امتحان انسان) اما در دنیای آخرت این آزادی وجود دارد.
این نظر مقتدارنه ی من است.
ژوئن 29, 2009 at 5:48 ب.ظ
ابراز هر نظر قاطع علامت ناداني است. به اين معني كه حتما جوابي بر رد نظر تو وجود دارد ولي تو آن به آن جواب بديل دست نيافتي.
اگر در بهشت حور است درست ولي حور تنها براي مردها لذت بخش است نه براي زن ها. زن ها چكار كنند. عدالت خدا كجا رفته عزيزم.
جواب من افغاني را بده.
آگوست 24, 2007 at 5:53 ب.ظ
2-هوری بهشتی: نه وجود ندارد چون بهشتی وجود ندارد چون زندگی پس از مرگی وجود ندارد.
3- چرا این همه دین وجود دارد: دین,مذهب و سیستمهای روحانی که بشر برای خود می سازد برای پاسخگویی به چیزهایی است که تجرربه و دانش اندکش قادر به توصیف آن نیست. البته شما می بینید جنس ادیان ابراهیمی که خاورمیانه یی است با جنس مذاهب شرق دور , با جنس مذاهب هندی, مذاهب آفریقایی و سرخپوستی باهم متفاوت است. چرا این همه دین وجود دارد که اساس آنها شبیه به هم نیست برای اینکه فرهنگ های متفاوتی تقریبن به صورت ایزوله وجود داشته اند. در ضمن مجتهد شما دین را به معنی ادیان ابراهیمی در نظر گرفته و یادش رفته تائوییسم,ذنیسم,هنوییسم,و… هم وجود دارند که شباهتی به اسلام ندارند
4- مرگ چیست: یک پدیده ی زیست شناختی. ارگانهای بدن شما به دلایلی از کار می افتد و دیگر نمی توانید به حیات خود ادامه دهید. بنابراین تمام می شوید. بله زندگی کوتاه است و همه اش همین است. حقیقت این است شاید بهتر و خوشایندتر بود نباشد!
جمله یی که در مورد حق و ناحق بودن مرگ گفتید. بازی با کلمات است. اصلن معنی “حق” و “ناحق” در جملات شما چیست؟
5-جاهل بودن انسان هنگام تولد: برای اینکه اطلاعاتی از دنیای جدید هنوز جمع آوری و پردازش نکرده. در ضمن وقتی هم می میرد کماکان نسبت به بسیاری از مسایل جاهل است.
6-امتحان کردن خدا: خدایی وجود ندارد که شما را امتحان کند. این تنها یافتن حکمت و دلیل برای مساییلی است که از کنترل ما خارج است یا منصفانه نبودند
7-وجود شیطان: آینشتاین در این قضیه کدوم یکی بوده. تا جایی که من می دانم آینشتاین به خدایی شبیه ادیان ابراهیمی اعتقاد نداشته که به شیطان داشته باشد.
در مورد نور و گرما . ماهیت نور و اثر جنبش های مولکولی برای مشخص است این مساله قابل تعمیم به شیطان و خدا نیست چون خود ماهیت خدا محل شک است و من در ابتدا آنرا نمی پذیرم که نبود آنرا به شیطان تعبیر کنم. داستان لطیفی است ولی فقط لطیف است!
در ضمن بر اساس مذاهب خاورمیانه یی شیطان دارای اختیار بوده. و مثل انسان رفتارش ربطی به خالقش ندارد
8-لذت,خداخواهی,ترس. جواب لذت و ترس. رهایی از نگرانی در مورد بی انصافیها و جبران آن. تلاش برای فرار کردن از حقیقت تنها بودن. خداخواهی به صورت عاشقانه بی معنی است و به نظر دلیلی برای فرار از چون و چرا کردن است. برای خدا زندگی کردن تعبیری است که شما را از حقیقت زندگی خود و هم نوعانتان دور می کند.مشخص است من ذات خدا را قبول ندارم که در آن محو شوم .
در مجموع همانطور که گفتم زندگی خیلی کوتاه,دانش ما محدود و درد و رنج حقیقی است . اگر به تفکر یا فلسفه یی از زندگی رسیده اید که به شما آرامش می بخشد به عنوان یک انسان بالغ حق شماست و نظرتان محترم است. هم من و هم شما و هر کس دیگری ممکن است اشتباه کنیم. فقط تاکید من این است وقتی که عقاید من ,شما را از حقوق انسانی(که خود تعبیری قابل بحث است) محروم می کند یا مرا بی قید و بی خیال می کند با این عقیده باید مقابله شود
آگوست 24, 2007 at 6:35 ب.ظ
ما آمديم سرمان را بزنيم
حالا كجا بزنيم؟
الان كارمان زياد است
سر فرصت مي آيين سرمان را مي كوبيم اساسي
آگوست 25, 2007 at 12:48 ب.ظ
درود بر شما
اگه اول فقط سوالاتتونو می خوندم واسه همشون یه جوابی داشتم اما وقتیجواباتووونم خوندم دیگه الان نمیدونم .یعنی الان من عمیقا تو فکرم.کاش جوابای قانع کننده تری پیدا کنم
آگوست 26, 2007 at 2:59 ب.ظ
سوال های خوبی رو مطرح کردی و هرکس باید کاملا” به آنها توجه کند
آگوست 26, 2007 at 11:57 ب.ظ
کدوم مجتهد ابلهی اینجوری به تو جواب داده؟!
اگر دنبال حقیقتی درباره هر چیز تفکر کن…
وگرنه راحت ترین کار اینه که زیر همه چیز بزنی و همه رو انکار کنی…
آگوست 28, 2007 at 5:51 ق.ظ
سلام….در مورد سالم و نا سالم بودن انسانها،باید بگم که خدا انسانها رو با همدیگه مقایسه نمیکنه یعنی هیچ وقت شما رو با من مقایسه نمیکنه بلکه هر کس رو به میزان سلامت و ابزاری که در اختیارش گذاشته مورد آزمایش قرار میده.
در مورده حوری ها هم حتما این جمله خیلی تکراری رو شنیدی”شناخت انسان نسبت به آخرت مثل شناخت نوزاد داخل رحم از دنیای بیرونه”حالا،ما هیچ وقت لذت های دنیوی رو نمیتونیم با لذت های اخروی مقایسه کنیم مثالهایی هم که در قرآن آورده شده بر اینه که ما یه تصور کلی از آخرت رو در ذهنمون داشته باشیم.
در رابطه با دین هم نظر من اینه که آدما تو دوره های مختلف تاریخ نگرش خاص خودشون رو به دنیای اطراف دارن.مثلا شما هیچ وقت نمیتونی نگرش پدر من به دنیا و اجتماع با من مقایسه کنی.برای همین همین نمیشه مردم دوران موسی رو با مردم دوران عیسی یا نوح مقایسه کرد.خوب برای مردم متفاوت دینهای متفاوت هم لازمه البته این به این معنی نیست که اصل دینها با هم متفاوتند بلکه در جزئیات تفاوت دارن.
مرگ رو هم درست گفتی حقه یعنی چون انسان لاحقه نیستی نیست پس تو این دنیا که جهانی پسته و ناحق-به دلیل حکمت و عدل خدا-نمیتونه باقی بمونه پس باید به جهان دیگری برده بشه و تنها راهی که بای رسیدن به اون دنیا هست مرگه دیگه.اما خودکشی یعنی از بین بردن یکی از مخلوقات خدا به عمد و این کار یعنی بی احترامی به خالق و فکر نمیکنم این کار چیز جالبی باشه.
در مورد امتحان هم بله خدا دانای کله و به خاطر همین هم هست که ما رو امتحان میکنه دیگه،مثلا وقتی شما مورد یه امتحان قرار میگیری یا در اون امتحان موفق میشی یا شکست میخوری حالا اگه موفق بشی شایسته تشویق هستی و اگر شکست بخوری شایسته تنبیه! و در اصل این امتحان برای خود ماست نه خدا.
ببخشید اگه زیاد حرف زدم!
سپتامبر 11, 2007 at 5:46 ق.ظ
آره دوست عزيز ! از طرزز نوشتنت هم خيلي خوشم مي آد . منتها نفهميدم كه چه راه غير متفاوتي رو انتخاب كردي كه سرانجامش به اينجا رسيدي ؟ راستي چند سالته ؟
سپتامبر 15, 2007 at 3:22 ق.ظ
ما یه مجتهد داریم که در جواب سوالات مشابه پاسخ قانع کننده ای می ده: فرزند ناخلف آدم نباید به این چیزها فکر کنه وگرنه به بیراهه کشیده می شه و چی… این همان چیزی است که شیطان می خواهد،پس ذهنتان را به روی شیطان ببندید!
سپتامبر 22, 2007 at 6:49 ب.ظ
جالب بود!
آگوست 20, 2008 at 2:39 ب.ظ
کی میتونه به این سوالم جواب بده: همه ی ما قبول داریم که خدا قادر بر همه چیز است. حالا سوال من اینه که خدا میتونه سنگی رو بسازه که نتونه بلندش کنه؟!!
آگوست 20, 2008 at 5:15 ب.ظ
@طلا
خدا وجود نداره ولی اینی که تو گفتی تکراریه!
فوریه 2, 2009 at 3:21 ق.ظ
سلام که نام خداست
بعضی وقتا آدما دوست دارن با یه چیزایی الکی و از روی ندونستن لج کنن .ندونستن ما هیچ وقت دلیل برای نبودن چیزی نیست .مثل اینکه چون تو نمی دونی فردا چه پیش می آد اونو انکار کنی و بگی فردایی وجود نداره .در حالیکه فردا میآد چه تو بخوای چه نه.
با اعتقاد نداشتن به چیزی هم نمیتونیم اشتباهمون رو درباره اون توجیه کنیم.
وقتی اسم مسلمون رو خودمون میزاریم حداقل باید این زحمت رو به خودمون بدیم که کمی روش تحقیق کنیم نه اینکه نظرات شخصیمون رو برای دین بدیم. واینو بدون که دین خدا از آدم تا خاتم یکیه فرقش در نحوه اجرا و سطح فکر مردم هر زمان بستگی داره .اگه نتونستی اسلام رو درک کنی فکر کنم یکم دیر به دنیا اومدی باید قبل اسلام به دنیا می اومدی . اینطوری فکر کنم جواب همه سوالاتت رو جاهلان قبل اسلام میدادن و توهم راضی می شدی و اینقدر به خودت فشار برای لج کردن نمی اوردی.
موفق باشی . بهت توصیه می کنم کمی مطالعه کن و اینو بدون هر کتابی ارزش خوندن نداره.از خود خدا بخواه کمکت کنه .
خود کشی هم کار آدمای ضعیف و ترسوست که نمی تونن گلیم خودشون و از آب دنیا بکشن و مسئولیت پذیر نیستن.